بیماری هانتینگتون (به انگلیسی: Huntington's disease) بیماریی است که به افتخار جورج هانتینگتون نامگذاری گردیده است.
علایم بیماری هانتینگتون (HD) شامل کاهش شدید کنترل عضلانی، اختلال هیجانی و تداخلات آسیبشناختی (پاتولوژیک) در یاختههای مغز میباشد. این بیماری در اثرجهش در ژن کد کننده پروتئین هانتینگتین ایجاد میشود. آزمایشهای انجام شده بر موشهایی که از لحاظ ژنتیکی دستکاری شده بودند منجر به شناسایی این پروتئین شد.
هانیتنگتون،در اثر افزایش توالی تکراری سه نوکلئوتیدی CAG درژن HD ایجا میشود. مشخص شده است که ژن HD پروتیئنی بنام هانتینگتین را کد میکند. هانتینگتین در سپتوپلاسم سلولهای عصبی و متصل با غشا ها، ویزیکولها و اسکلت سلولی وجود دارد. افزایش توالی CAG باعث ایجاد یک توالی پلی گلوتامین در پروتیئن هانتینگتین میشود. این توالی باعث اتصال پروتئینهای هانتنیگتین و پروتئینهای دیگر بهم میشود که منجربه تجمع اجسامی رشته مانند در سلولهای عصبی مغز میشود. پروتئین هانتینگین در انواع مختلفی از سلولها بیان میشود ولی فقط در سلولهای عصبی مغز باعث ایجاد اجسام رشتهای میشودکه علت این امر این است که برای تجمع یافتن پروتئینهای هانتینگنین، برهمکنش با پروتئینهای دیگری هم لازم میباشد که این پروتئینها به طور اختصاصی فقط در سلولهای عصبی مغز بیان میشوند.
پژوهندگان میگویند یافتههای آنان نه تنها روشنگر عوامل دخیل در پاتولوژی HD است، بلکه نگاهی جدید به دیگر بیماریهای دارای تکرار مشابه پلی گلوتامین را که در آن ژنهای جهش یافته، پروتئینهایی را با زنجیرههای طویل غیرطبیعی از اسید آمینه گلوتامین تولید میکنند، دارد. به گفته پژوهشگران یافتههای آنان نشان میدهد تداخلات غیرطبیعی در ساختار پروتئینها در بیماریهای آلزایمر و پارکینسون نیز نقش دارد. همه این اختلالات به وسیله نورودژنراسیون انتخابی ایجاد شده توسط پروتئینهای بیماری مشخص میشوند، اما سازوکارهای (مکانیسم های) ملکولی و سلولی در این رابطه خیلی شناخته شده نیستند.
نوشته شده توسط ندا معتمدی در پنجشنبه 10 بهمن1387 ساعت 16 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط ندا معتمدی در یکشنبه 29 دی1387 ساعت 9 موضوع | لینک ثابت
نمایش جزئیات ذرات اتمی برای نخستین بار از طریق میکروسکوپهای الکترونی میسر گشت. در کشورهای مهم صنعتی، رقابتی شدید برای ساخت این میکروسکوپها در جریان است. به تازگی مدرسه عالی فنی آخن در آلمان با همکاری مرکز پژوهشی "یولیش"، خبر از ساخت قویترین میکروسکوپ الکترونی جهان را داده است.
این میکروسکوپ قادر به تولید تصاویر ذراتی به بزرگی ۵۰ پیکومتر است. بدین خاطر سازندگان آنرا "پیکو" نامیدهاند. ۵۰ پیکومتر برابر با پنج صدم نانومتر و هر نانومتر یک میلیاردم متر است، دقتی که در تصور آدمی نیز نمیگنجد. از این طریق نه تنها اتمهای منفرد قابل رویت هستند، بلکه میتوان به تولید تصاویری از اجزای اتم و حرکت اتمها نیز دست یافت. پیکو با دقتی کمنظیر قادر به ثبت حرکات اتم در فعل و انفعالات شیمایی است.
در اوایل سال ۲۰۰۸ میلادی، دانشگاه برکلی کالیفرنیا اعلام کرد که قادر به ساخت قویترین میکروسکوپ جهان شده است. دقت میکروسکوپ آمریکایی یک دهم نانومتر است. بدین ترتیب "پیکو" (پنج صدم نانومتر) از دقت و توانایی بیشتری نسبت به رقیب آمریکایی خود برخوردار است.
کاربرد "پیکو" در کنترل نیمههادیها
یکی از کارشناسان مرکز پژوهشی "یولیش" در توضیحی پیرامون کاربرد "پیکو" گفت که این میکروسکوپ میتواند کمک بزرگی در زمینه ساخت میکروچیپهای جدید باشد. میکروچیپها قطعات الکترونیکی بسیار کوچکی هستند که در وسایل مختلف از جمله رایانهها به کار گرفته میشوند. در جهان کامپیوتر، ساخت میکروچیپهای کوچکتر و قویتر در دستور کار شرکتهای مختلف قرار دارد. میکروچیپهای جدید در برگیرنده میلیاردها ترانزیستور بر روی ورقهای بسیار کوچک هستند.
میکروچیپها بهطور معمول از ورقههای نازک سیلیسیوم تشکیل شدهاند. بینظمی در کریستالهای اتم، سبب اختلالاتی در حرکت جریان برق میشود. افت جریان، سبب ایجاد گرما و کاهش بازدهای میکروچیپ میشود. در مقابل، ترتیب معین اتمهای سیلیسیوم، سرعت حرکت الکترونها را افزایش داده و کیفیت میکروچیپها را بهبود میبخشد. مهندسانِ مواد به کمک "پیکو" قادر به رویت کریستالهای سیلیسیوم و شبکه اتمی و برطرف کردن ایرادهای احتمالی خواهند شد.
اندازهگیری حرکت اتمها
گرچه در حال حاضر روشی برایاندازهگیری حرکت اتمها وجود دارد، اما دستیابی به آن، پیششرط ساخت پردازندههای پرقدرت و سریع در رایانههاست. به نظر کارشناسان، ترانزیستورهای مستقر در میکروچیپها، در آیندهی نزدیک ابعادی به اندازه یک اتم خواهند داشت. این روند مورد تأیید اکثر سازندگان میکروچیپ است. برای عایقبندی این ترانزیستورها که ضخامتی به اندازه ۱۰ تا ۲۰ برابر اتمها دارند، تنها با کمک میکروسکوپهایی نظیر "پیکو" میتوان مواد مناسب را بررسی، آزمایش و انتخاب کرد.
بهای میکروسکوپ جدید
بنا به گفته سازندگان "پیکو"، تاکنون مراکز متعدد پژوهشی و دانشمندان فراوانی از حوزههای انرژی و نیمههادیها، خواستار استفاده از این میکروسکوپ شدهاند. هزینه ساخت "پیکو" را مدرسه عالی فنی آخن، مرکز پژوهشی "یولیش" و مرکز تحقیقی "ارنست روسکا" پرداختهاند. بنا بر برآورد کارشناسان، هزینه ساخت این میکرسکوپ بالغ بر ۱۵ میلیون یورو است.
نوشته شده توسط ندا معتمدی در سه شنبه 24 دی1387 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت
برگرفته از سایت یک پزشک
مجله چلچراغ، علیرضا مجیدی: شاید باور کردنش برای شما دشوار باشد، ولی شرایط سخت یا دیوانگی و شیدایی افرادی را بر آن داشته است که خودشان را عمل جراحی کنند. بعضی از این افراد پزشک بودند، بعضیها هم هیچ سررشتهای از طبابت نداشتند و فقط میل به بقا در شرایطی سخت، آنها را وادار به چنین کار باورنکردنیای است.

این ماجراهای دهگانه را بخوانید:
۱۰- دکتر جری نیلسون
نوع جراحی: بیوپسی (تکهبرداری)
دکتر «جری لین نیلیسون»، یک پزشک
آمریکایی باتجربه است. در سال ۱۹۹۸ او به عنوان پزشک یک ایستگاه در قطب
جنوب، موسوم به ایستگاه آموندسن- اسکات، استخدام شد. در طی فصل زمستان، او
تنها پزشک مقیم در این ایستگاه بود. در مارس سال ۱۹۹۹، او متوجه شد که
تودهای در پستان راستش دارد به همین خاطر از طریق ایمیل و ویدئوکنفرانس
مشاورهای با پزشکان آمریکایی انجام داد و از توده، بیوپسی (تکهبرداری)
انجام داد.
نتیجه بیوپسی، دقیق نبود، چون موادی که برای بیوپسی لازم هستند و در ایستگاه نگهداری میشدند، تاریخگذشته بودند و دقت تشخیصی را پایین میآوردند. از آنجا که در زمستان دسترسی به ایستگاه به هیچ عنوان وجود ندارد و هواپیماها هم جای مناسبی برای فرود ندارند، تصمیم گرفته شد که با یک هواپیمای نظامی و از طریق چتر نجات، اسباب و مواد لازم برای این پزشک فرستاده شود. خانم نیلسون یک بیوپسی دیگر انجام داد و وقتی تصویر لامها برای پزشکان فرستاده شد، مشخص شد که سلولهای توده، سرطانی هستند. نیلسون مجبور شد که با کمک ساکنان ایستگاه، در همان ایستگاه شیمیدرمانی را شروع کند تا اینکه در ماه اکتبر هواپیمایی برای بازگرداندن وی فرستاده شد.

بعد از رسیدن به آمریکا، چندین جراحی روی خانم نیسلون انجام شد و عمل ماستکتومی (قطع پستان) روی وی انجام شد.
جالب اینجاست که بعد از بهبود، خانم نیسلون کتابی در مورد تجربهاش با عنوان Ice Bound نوشت. بعدها با استفاده از مطالب این کتاب، یک فیلم تلویزیونی با بازی «سوزان ساراندون» ساخته شد:

سوزان ساراندون
۹- آماندا فیلدینگ
نوع جراحی: شکافتن جمجمه
«آماندا فیلدینگ»، یک پزشک نیست، او یک
هنرمند و کارگردان فیلمهای علمی است. در یک بازه زمانی این زن دچار
ناراحتی روحی شد، طوری که تصور میکرد باید حتما عمل شکافتن جمجمه رویش
انجام شود تا بهبود پیدا کند. او مدتها دنبال پزشک قابل اطمینانی میگشت
که حاضر به این عمل باشد، ولی کسی را پیدا نمیکرد. افرادی که به خاصیت
درمانی شکافتن جمجمه عقیده دارند، عقیده دارند که ایجاد یک شکاف کوچک در
جمجمه باعث گردش راحتتر خون در مغز میشود.

سرانجام او تصمیم گرفت که خودش دست به کار شود. فیلدینگ وقتی ۲۷ ساله بود یک درل (مته) دندانپزشکی خرید که با فشار پا، کنترل میشد، سپس یک عینک تیره هم به چشم زد تا خونی که از سرش میآید، جلوی دیدش را نگیرد. با چاقوی جراحی شکافی در پوست سرش داد و بعد شروع کرد به متهکاری!
در طی این کار هراسانگیز، او یک لیتر خون از دست داد، اما او از نتیجه جراحی خودش راضی بود. در طی ۴ ساعت بعد از عمل، او احساس خوشحالی و آرامش میکرد. خودش میگوید: «(بعد از عمل) بیرون رفتم و برای شام گوشت کبابی خوردم، بعد از آن هم به مهمانی رفتم.»
جالب اینجاست که او فیلم کوتاهی در مورد شکافتن جمجمه هم تهیه کرد که البته فقط برای افرادی که دعوت کرده بود، نمایش داده شد. او آنقدر به خاصیت درمانی شکافتن جمجمه عقیده داشت که دو بار به پارلمان رفت تا تقاضا کند تحقیقات علمی برای جستجوی خواص درمانی شکافتن جمجمه انجام شود!
در مورد شکافتن جمجمه قبلا پست مفصلی در اینجا نوشته بودم.
۸- دبورا سامپسون (۱۷۶۰ تا ۱۸۲۷)
نوع جراحی: خارج کردن گلوله
داستان این زن هم در نوع خود شنیدنی است.
در سال ۱۷۸۲، این زن برای اینکه بتواند وارد ارتش شود، خودش را به عنوان
مرد جا زد و با نام «رابرت شاتلفت» در هنگ چهارم ارتش نامنویسی کرد. از
آنجا که که او قویبنیه و بلندقد بود و ظاهر چندان زنانهای نداشت، کسی شک
نمیکرد که او در واقع یک مرد است.
همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه او در جریان یک درگیری نزدیک نیویورک، مجروح شد. برای خارج کردن گلوله، او به بیمارستانی برده شد. اما او از بیم اینکه حین عمل جنسیتش مشخص شود، خودش گلوله را از محل اصابتش که در رانش بود، خارج کرد و بعد زخم را با یک سوزن خیاطی دوخت. وقتی که زخمهای او بهبود پیدا کرد، او دوباره به ارتش برگشت.

تا سال ۱۷۸۳ که سامپسون یک جراحت دیگر برداشت، کسی متوجه جنسیت واقعی نشد. وقتی ارتشیها متوجه شدند که او یک زن است، مرخصش کردند، ولی از آنجا که در جریان خدمت نظامی زخمی شده بود، مقرریای برایش در نظر گرفتند. در سال ۱۸۳۸، کنگره موافقت کرد که به ورثه او هم مستمری پرداخت شود.
۷- دکتر اوان اونیل کین (۱۸۶۲ تا ۱۹۳۳)
نوع جراحی: برداشتن آپاندیس و ترمیم فتق کشاله ران
دکتر اوان اونیل کین، یک جراح پیشرو و
پزشک برجسته یکی از بیمارستانهای نیویورک بود. او تصمیم گرفت که به همه
ثابت کند که برای جراحیهای کوچک نیازی به بیهوشی عمومی نیست. برای این
کار، او تنها با بیهوشی موضعی، آپاندیس خودش را برداشت!
در حالی که او روی تخت عمل دراز کشیده بود و با استفاده از یک آینه جای عمل را میدید، سه پزشک دیگر به او کمک میکردند. او خودش برش لازم برای جراحی را روی شکمش ایجاد کرد و آپاندیسش را برداشت و و کار بخیه را به دستیارانش سپرد.
دکتر اونیل کین، در سال ۱۹۳۲ و در ۷۰ سالگی دست به ماجراجویی پیچیدهتری زد، این بار تصمیم گرفت که فتق کشاله رانش را عمل کند. به خاطر نزدیکی شریان رانی به محل عمل، این عمل، کار ظریفی است.

اما دکتر اونیا کین، موفق شد، عمل را در کمتر از دو ساعت با موفقیت به پایان برساند. همان طور که در تصویر بالا میبینید، این پزشک در طی عمل خودش کاملا آرامش داشت و حتی در حالی که تیغ جراحی چند میلیمتر تا شریان حساس، فاصله داشت با اطرافیان شوخی میکرد!
۶- Joannes Lethaeus
نوع جراحی: برداشتن سنگ مثانه - سال ۱۶۲۰
تصور کنید کسی جراح نباشد و ۴۰۰ سال پیش دچار رنج و عذاب سنگ مثانه باشد و بعد تصمیم بگیرد، خودش، سنگ مثانهاش را بردارد.
دکتر «نیکولاس تولپ»، جراح هلندی و شهردار وقت آمستردام -که در تصویر زیر تابلویی را که «رامبراند» از او در حین تشریح کشیده، میبینید-، در صفحاتی از کتاب «ملاحظاتی در پزشکی» ماجرای این کار جنونآمیز را اینچنین توصیف میکند:

نعلبندی به نام «جوناس لتائوس» تصمیم گرفت، خودش سنگ مثانهاش را دربیاورد. برای همین، همسرش را به بهانه خرید ماهی به بیرون خانه روانه کرد و بعد با کمک برادرش مشغول کار شد. او ابتدا سنگ را با دستانش لمس کرد و بعد پوست و بافت روی سنگ را در محل پرینئوم (قسمت زیر لگن در بین دو ران) را با چاقویی که مخفیانه تهیه کرده بود، برش داد. او به تدریج برش را طویلتر کرد، آنقدر که اندازهاش برای عبور سنگ مناسب شود. اما سنگ خیلی بزرگ بود، طوری که او مجبور شد، محل برش را از دو طرف با فشار انگشتانش، گشادتر کند و با نیروی زیاد زور بزند تا سنگ خارج شود. سرانجام سنگ با پاره کردن مثانه، خارج شد. سنگ بسیار بزرگ بود و حدود ۱۱۰ گرم وزن داشت. واقعا تعجبآور بود که چگونه کسی بدون استفاده از ابزار مناسب توانسته، چنین سنگی را خارج کند.
۵- سامپسون پارکر
نوع جراحی: قطع کردن دست راست - سال ۲۰۰۷
پارکر، کشاورزی اهل کارولینای جنوبی است،
در سپتامبر سال ۲۰۰۷، هنگامی که او مشغول دروی غله مزرعهاش بود، متوجه شد
که ماشین خرمنکوب به خاطر گیر کردن ساقه گیاهان، از حرکت بازایستاده. او
تصمیم گرفت با خارج کردن آنها، ماشین را به کار بیندازد. اما ماشین را با
بیاحتیاطی خاموش نکرد و در نتیجه دستش در ماشین گیر کرد. متأسفانه کسی در
اطرافش نبود که به کمکش بیاید و تقلای یک ساعته او هم نتیجهای نداشت و هر
لحظه قسمت بیشتری از دستش در ماشین فرو میرفت.
او ابتدا با یک میله آهنی، به صورت موقت مانع حرکت چرخدندههای دستگاه شد و بعد با دست دیگرش که هر لحظه بیحستر میشد یک چاقوی جیبی را درآورد و شروع به بریدن انگشتهایش کرد. اما اوضاع بعد از مدتی اوضاع برای او بدتر شد، چرا که ماشین داشت آتش میگرفت. هراس آتش، او را از شوک ناشی از قطع کردن انگشتهایش در آورد. او میدانست اگر دستش را آزاد نکند، زنده زنده خواهد سوخت. برای همین وقتی چاقو به استخوانش رسید، وزنش را روی دستش انداخت، تا استخوانش را بشکند.

سرانجام پارکر خودش را آزاد کرد و و با وسیله نقلیه کشاورزی در طول جاده راند، تا بلکه بتواند جلوی اتوموبیلی را بگیرد. خوشبختانه او به موتورسیکلتی در جاده برخورد، بعد از اطلاع، هلیکوپتر امداد از راه رسید و او را به بیمارستان برد. پارکر قبل از اینکه به خانه برود، ۳ هفته تمام در بخش سوختگی بستری بود. در این مدت ۲۵ نفر از همسایگانش، کار دروی مزرعه را برایش انجام دادند.
۴- دکتر لئونید روگوزوف
نوع جراحی: برداشتن آپاندیس
سال ۱۹۶۴، دکتر روگوزوف، در ۲۷ سالگی مقیم ایستگاهی در قطب جنوب بود. در
این زمان او تشحیص داد که مبتلا به آپاندیسیت حاد شده است. شرایط او داشت
بدتر میشد و به خاطر شرایط آب و هوایی، هواپیمایی نمیتوانست فرود بیاید.
به همین خاطر او تصمیم گرفت، خودش را عمل کند.
او با بیهوشی موضعی عمل را شروع کرد، در حین عمل، هواشناس ایستگاه، ریتراکتور (وسیلهای که دو سوی برش جراحی را میگیرد و برش را باز نگه می دارد) را برایش نگه داشت، راننده ایستگاه آینه را برای او نگه داشته بود، دانشمندی هم وسایل عمل را به او میداد.

دکتر روگوزوف در حالت خمشده به جلو، عمل را انجام داد و گرچه یک بار طی عمل از حال رفت، توانست عمل را کمتر از دو ساعت انجام دهد. بعد از دو هفته او کاملا بهبود پیدا کرد و به سر کارش در ایستگاه برگشت.
۳- دوگلاس گودال
نوع جراحی: قطع کردن دست راست
سال ۱۹۹۸، دوگلاس گودال ماهیگیر ۳۵ سالهای که خرچنگ صید میکرد، به دریا
رفته بود تا خرچنگهایی را که به دام افتاده بودند، در قایقش بار بزند.
اما موج بزرگی ناگهان تعادل قایق او را به هم زد و باعث شد، دستش در
بالابر کوچکی که در قایق داشت و برای بالا آوردن تلهها از آن استفاده
میکرد، گیر بیفتد.
او تنها بود و تنها راه نجاتش این بود که خودش دستش را قطع کند، برای همین او با چاقویی دستش را قطع کرد. هوا و امواج سرد دریا، باعث میشد که شدت خونریزی او کم شود.

سرانجام او موفق شد به ساحل برگردد. او پس از بهبودی از کارش دست برنداشت و قایقش را هم تعمیر کرد.
۲- آرون رالستون
نوع عمل: قطع کردن دست راست
رالستون یک مهندس مکانیک آمریکایی است، او که عاشق کوهنوری است، کارش را
به عشق کوهنوری رها کرده بود و قصد داشت به قلل مرتفع صعود کند. در یکی از
همین کوهنوردیها در سال ۲۰۰۲، تختهسنگی روی دست راست او افتاد. ۵ روز
تمام او تلاش کرد که تختهسنگ را جابجا کند، اما موفق نشد. گرسنگی و تشنگی
توان را از او گرفت و سرانجام او تصمیم گرفت با چاقویی، دستش را قطع کند.
او چاقوی کندی در اختیار داشت و با زجر بسیار بافت نرم دستش را برید، کار قطع کردن تاندونها دشوارتر بود و او مجبور شد با آنها را پاره کند. اما قطع کردن دست، هم پایان کار نبود، او با وسیله نقلیهاش ۸ مایل فاصله داشت و مجبور بود با خونریزی و درد ۸ مایل را هم راه برود. سرانجام او به کوهنوردان دیگری برخورد که نجاتش دادند.
اما این واقعه تلخ، باعث نشد او دست از کوهنوردی بردارد، او با استفاده از یک دست مصنوعی همچنان کوهنوردی میکند و از آن لذت میبرد.

او کتابی هم در مورد این حادثه و بازگشتش به کوهنرودی با عنوان Between a Rock and a Hard Place نوشته است. او قصد دارد سال ۲۰۱۰ به کوه اورست صعود کند. هدف او از این صعود، آگاهی دادن به مردمان زمین در مورد خطرات تغییر آب و هوا است.
۱- اینس رامیرز
نوع عمل: سزارین
رامیرز در دهکده کوچکی با تنها ۵۰۰ نفر جمعیت و یک خط تلفن زندگی میکند.
سال ۲۰۰۰ او برای هشتمین بار باردار شده بود تا صاحب فرزند هشتم شود! او
در ان زمان ۴۰ سال سن داشت.
در یکی از روزها، زمانی که اینس رامیرز در خانهاش تنها بود، درد زایمانش شروع شد. بعد از ۱۲ ساعت تحمل رنج، پیشرفتی در زایمان او حاصل نشد و او متوجه شد که آخرین بارداری او ممکن است واقعا به قیمت جانش تمام شود. به همین خاطر تصمیم گرفت، بچهاش را با سزارینی به سبک خود، خارج کند. مقداری الکل نوشید و بعد با چاقویی شروع به بریدن شکمش کرد، بعد از یک ساعت او به رحمش رسید و نوزاد پسرش را سالم خارج کرد. بند ناف را هم با چاقویی برید و از حال رفت.

وقتی به هوش آمد، پارچهای دور شکم خونآلودش پیچید و از پسر شش سالهاش خواست که کمک بیاورد. چند ساعت بعد، او به بیمارستان منتقل شد، در آنجا عمل شد تا آسیبی که به رودهاش در طی سزارین شخصیاش انجام داده، ترمیم شود. سرانجام او از بیمارستان مرخص شد و کاملا بهبود پیدا کرد.
رامیرز تنها زنی در تاریخ است که توانسته است، خودش خودش را سزارین کند. داستان او آن قدر جالب و باورنکردنی بود که در شماره مارس ۲۰۰۴، مجله بینالمللی مامایی و بیماریهای زنان به چاپ رسید.
در عکس چاقوی جراحی خانم رامیرز را مشاهده میکنید
نوشته شده توسط ندا معتمدی در سه شنبه 24 دی1387 ساعت 13 موضوع | لینک ثابت
به سبب اینکه ماکرومولکول های زیستی مانند دیانای و پروتئین ها باردار هستند میتوان با قرار دادن آنها در یک میدان الکتریکی، آنها را بر اساس خواص فیزیکی مانند شکل فضایی، وزن مولکولی و بار الکتریکی، تفکیک کرد. برای این منظور از روشی بنام الکتروفورز استفاده میشود. روش های مختلف الکتروفورزی برای تفکیک و مطالعه بیومولکول ها اعم از اسید های نوکلئیک یا پروتئین ها ابداع شده است.
از یک محیط نیمه جامد (ژل) به عنوان فاز ثابت استفاده میشود. این نوع الکتروفورز برحسب نوع ژل به کار گرفته شده به دو نوع الکتروفورز ژل پلیاکریل آمید ( PAGE) و الکتروفورز ژل آگارز تقسیم میشود. الکتروفورز PAGE دارای قدرت تفکیک بسیار بالائی بوده و برای تفکیک پروتئین ها و اسید های نوکلئیک به کار گرفته میشود. به منظور بررسی پروتئین ها با استفاده از PAGE، به سبب اینکه پروتئین ها دارای بار مختلف هستند، معمولاً برای اینکه تفکیک فقط براساس وزن مولکولی انجام شود به بافر ماده شیمیائی SDS (سدیم دو دسیل سولفات ) اضافه میشود. SDS مولکول بزرگی با بار منفی میباشد. این ماده باعث واسرشت شدن پروتئین ها شده و به آنها متصل میشود. به ازای هر دو اسید آمینه، یک مولکول SDS به پروتئین متصل میشود که باعث القاء بارمنفی متناسب با وزن مولکولی به پروتئین میشود. هر چه غلظت پلی اکریل آمید بیشتر باشد قدرت تفکیک ژل بیشتر خواهد بود و مولکول های دارای وزن مولکولی نزدیک به هم را بهتر تفکیک مینماید. برای تفکیک اسیدهای نوکلئیک در صورت امکان از ژل آگارز استفاده میشود. تهیه ژل مزبور به مراتب سریعتر وآسانتر از ژل پلی اکریل آمید بوده و هزینه کمتری را در بر میگیرد. معمولاً برای تفکیک قطعات بزرگ DNA (بزرگتر از 500 جفت باز) در صورتیکه هدف صرفاً بررسی کیفی و تفکیک باشد استفاده از ژل آگارز انتخاب اول است. برای تفکیک قطعات کوچک DNA دو رشتهای و قطعات DNA تک رشتهای از ژل پلی اکریل آمید استفاده میشود. قدرت تفکیک ژل های مزبور ارتباط مستقیمی با غلظت آنها دارد. برای مثال، برای تفکیک قطعاتی به اندازه 100 جفت باز از آگاروز 3% و برای قطعات حدود 2000 جفت باز از آگارز 8/0 % استفاده میشود. در صورتیکه نیاز به تفکیک DNA به صورت تک رشتهای باشد، از مواد واسرشت کننده نظیر اوره، فرمالدهید یا فرمامید در ژل همزمان با الکتروفورز استفاده میشود. به این نوع ژل ها، ژل واسرشت کننده میگویند. چنین ژل هائی پیچ و تاب های اسید های نوکلئیک را از هم باز کرده و بنابراین تفکیک مولکول ها فقط براساس طول و نه ساختار دوم انجام میشود. در این ژل ها مولکول های کوچکتر در مقایسه با مولکول های بزرگتر سریعتر حرکت کرده و مسافت بیشتری را طی میکنند. از روش PAGE برای بررسی جهشها و تعیین توالی دیانای استفاده میشود.
ویکی پدیا
نوشته شده توسط ندا معتمدی در شنبه 7 دی1387 ساعت 10 موضوع | لینک ثابت
گلبول قرمز يک سلول است که دارای غشاء و سيتوپلاسم می باشد
.بروی غشاء گلبول قرمز
.آنتی ژنهای گروه خونی توسط ژنهايی که بروی کروموزوم شماره
۹ قرار دارند.ساخته شده و بصورت خوشه ای بروی اين غشاء قرار می گيرند
.چندين مجموعه از ژنهای مختلف بروز آنتی ژنهای گروههای خونی ABO را
کنترل می کنند که شامل :
۱ - خود ژن ABO
۲- ژن ترشحی
۳- ژن Y
4- ژن H
اين ژنها با هم مشارکت کرده تا سيستم ABO بوجود آيد
.غشاء گلبول قرمز ليپيدی بوده و بروی غشاء مواد قندی قرار گرفته
. و اين مواد قندی آنتی ژن ABO را بوجود می آورد.
مواد قندی از جنس اليگو ساکاريد بوده . اين اوليگو ساکاريد دارای
يک قند گالاکتوز در ابتدا و يک قند گالاکتوز در انتها و يک قند N استيل
گلوکز آمين در بين اين دو قند می باشد.اين اوليگو ساکاريد بعنوان پايه
يا ستون و يا اسکلتی بوده که آنتی ژن گروه خونی روی آن قرار می گيرد.
ژن H موجود در روی کروموزوم دستور ساخت آنزيمي را تحت عنوان
فوکوزيل ترانسفراز داده اين آنزيم قندی به نام فوکوز را حمل کرده
و روی اين اوليگو ساکاريد در کربن شماره ۲ در گالاکتوز انتهايی می نشاند
.با انجام اين عمل ماده ای به نام ماده H بروی گلبول قرمز بوجود می آيد .
فردی که فقط ماده H دارد بنام گروه خونی O معروف است.
حال اگر بر روی ماده H يک قندی بنام N استيل گالاکتوز در
کربن شماره ۳ گالاکتوز انتهايی بنشيند. فرد دارای گروه خونی A است
. حال اگر بر روی ماده قندی بنام گالاکتوز در کربن شماره ۳ گالاکتوز انتهايی
قرار گيرد گروه خونی B بوجود آمده است.
اما گروه خونی بمبئی:
همانطور که گفته شد يک فرد با گروه خونی O دارای ژن H بوده
که ماده ای به نام H را بوجود آورده ولی در افراد نادر و کمياب ممکن است
که ژن H بروی کروموزوم وجود نداشته باشد و عدم وجود اين ژن باعث شده
که دستور ساخت ماده H بروی غشاء گلبول قرمز نداشته باشيم . لذا عدم وجود
ماده H حتی اگر فرد دارای ژن گروهA و يا گروه B و يا گروه AB بر روی
کروموزوم باشد نمی تواند اين گروه خونی را از خود بروز دهد و فرد عملاً دارای
گلبول قرمز بوده که فقط دارای ماده قندی اوليگو ساکاريد بروی غشاء
می باشد.چنين فردی يک گروه خونی جديد تحت عنوان گروه خونی
بمبئی يا فنوتيپ بمبئی دارا خواهد بود .علت چنين نامگذاری به اين دليل بوده
که اولين بار در شهر بمبئی در کشور هندوستان در فردی مشاهده شد
.در کشور ما چند سال پيش در شهر اصفهان در يک خانواده چندين فرد
با اين گروه خونی مشاهده شد.
افرادی با اين گروه خونی در صورت نياز به خون فقط از افرادی که دارای گروه خونی
بمبئی باشند می توانند خون دريافت کنند.لذا بايد افراد دارای گروه خونی بمبئی بدقت شناسايی شوند
زيرا ممکن است در پاره ای از موارد پزشک بدون اطلاع از اين گروه خونی به اين فرد گروه خونی
O تزريق کند که لطمات جبران ناپذيری وارد می کند .افراد ی با گروه خونی بمبئی تنها از
گروه خونی بمبئی می توانند خون دريافت کنند. ضمنا آلبرت اینشتین وتوماس البا ادیسون
دارای این گروه خونی بودند.
پ.ن:
ذر ضمن سازمان انتقال خون با دریافت و ذخیره خون برای این افراد از خودشان از کمبود خون برای این بیماران جلو گیری میکند.
این گروه خونی با روش الکتروفورز قابل شناسایی میباشد
نوشته شده توسط ندا معتمدی در شنبه 7 دی1387 ساعت 9 موضوع | لینک ثابت

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد 
در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد 
لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند 
در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد 
در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد
نوشته شده توسط ندا معتمدی در شنبه 7 دی1387 ساعت 9 موضوع | لینک ثابت

صحنه ای بی نظیر از شکار پنگوئن نا بالغ توسط یک پلنگ دریایی . نمی دونم چرا حسی که بعد از دیدن عکس درگیرش شدم ، تنها غم و یا ترس نبود بلکه احساسی مرکب از ترس و آرامش رو با هم داشتم. دوستی ، اسم این عکس رو گذاشت رقص مرگ . من هم باهاش موافقم . و جالب اینجاست که الان بیشتر از همه گیجم بین این دو مفهوم : آغاز مرگ از دل زندگی و یا ادامه ی زندگی تنها به نوعی دیگه... انگار قرار نیست بعد از بلعیده شدن هیچ چیزی تغییر کنه و یا متوقف بشه . زندگی بدون لحظه ای درنگ ادامه خواهد داشت
نوشته شده توسط پریان چنگیزی در یکشنبه 24 شهریور1387 ساعت 0 موضوع | لینک ثابت
"
نوشته شده توسط ندا معتمدی در سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت 18 موضوع زیست شناسی | لینک ثابت
| گروه خونی بمبئی گلبول قرمز يک سلول است که دارای غشاء و سيتوپلاسم می باشد.بروی غشاء گلبول قرمز دو نوع آنتی ژن بنامهای A, B وجود دارد. آنتی ژنهای گروه خونی توسط ژنهايی که بروی کروموزوم شماره ۹ قرار دارند.ساخته شده و بصورت خوشه ای بروی اين غشاء قرار می گيرند. چندين مجموعه از ژنهای مختلف بروز آنتی ژنهای گروههای خونی ABO را کنترل می کنند که شامل : ۱- خود ژن ABO ۲- ژن ترشحی ۳- ژن Y 4- ژن H اين ژنها با هم مشارکت کرده تا سيستم ABO بوجود آيد .غشاء گلبول قرمز لیپيدی بوده و بروی غشاء مواد قندی قرار گرفته. و اين مواد قندی آنتی ژن ABO را بوجود می آورد. مواد قندی از جنس اليگو ساکاريد بوده . اين اوليگو ساکاريد دارای يک قند گالاکتوز در ابتدا و يک قند گالاکتوز در انتها و يک قند N استيل گلوکز آمين در بين اين دو قند می باشد.اين اوليگو ساکاريد بعنوان پايه يا ستون و يا اسکلتی بوده که آنتی ژن گروه خونی روی آن قرار می گيرد. ژن H موجود در روی کروموزوم دستور ساخت آنزيميرا تحت عنوان فوکوزيل ترانسفراز داده اين آنزيم قندی به نام فوکوز را حمل کرده و روی اين اوليگو ساکاريد در کربن شماره ۲ در گالاکتوز انتهايی می نشاند .با انجام اين عمل ماده ای به نام ماده H بروی گلبول قرمز بوجود می آيد . فردی که فقط ماده H دارد بنام گروه خونی O معروف است. حال اگر بر روی ماده H يک قندی بنام N استيل گالاکتوز در کربن شماره ۳ گالاکتوز انتهايی بنشيند. فرد دارای گروه خونی A است . حال اگر بر روی ماده H قندی بنام گالاکتوز در کربن شماره ۳ گالاکتوز انتهايی قرار گيرد گروه خونی B بوجود آمده است. اما گروه خونی بمبئی: همانطور که گفته شد يک فرد با گروه خونی O دارای ژن H بوده که ماده ای به نام H را بوجود آورده ولی در افراد نادر و کمياب ممکن است که ژن H بروی کروموزوم وجود نداشته باشد و عدم وجود اين ژن باعث شده که دستور ساخت ماده H بروی غشاء گلبول قرمز نداشته باشيم . لذا عدم وجود ماده H حتی اگر فرد دارای ژن گروهA و يا گروه B و يا گروه AB بر روی کروموزوم باشد نمی تواند اين گروه خونی را از خود بروز دهد و فرد عملاً دارای گلبول قرمز بوده که فقط دارای ماده قندی اوليگو ساکاريد بروی غشاء می باشد.چنين فردی يک گروه خونی جديد تحت عنوان گروه خونی بمبئی يا فنوتیپ بمبئی دارا خواهد بود .علت چنين نامگذاری به اين دليل بوده که اولين بار در شهر بمبئی در کشور هندوستان در فردی مشاهده شد. در کشور ما چند سال پيش در شهر اصفهان در يک خانواده چندين فرد با اين گروه خونی مشاهده شد. افرادی با اين گروه خونی در صورت نياز به خون فقط از افرادی که دارای گروه خونی بمبئی باشند می توانند خون دريافت کنند.لذا بايد افراد دارای گروه خونی بمبئی بدقت شناسايی شوند زيرا ممکن است در پاره ای از موارد پزشک بدون اطلاع از اين گروه خونی به اين فرد گروه خونی O تزريق کند که لطمات جبران ناپذيری وارد می کند .افراد ی با گروه خونی بمبئی تنها از گروه خونی بمبئی می توانند خون دريافت کنند. بر گرفته از گروه زیست شناسی ساری |
نوشته شده توسط ندا معتمدی در سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت 18 موضوع زیست شناسی | لینک ثابت
کِرمچاله در فیزیک یک پل میانبر فرضی در فضا و زمان است.
کرمچالهها ساختارهای فضازمانی پل مانندی هستند که دو ناحیه مجزا از یک فضا زمان یا دوفضا زمان مجزا را به یکدیگر وصل میکنند. کرمچالهها باعث کوتاه شدن مسافت و زمان لازم برای رسیدن از یک نقطه به نقطه دیگر میشوند .در دهه ۱۹۳۰ اینشتین و روزن با استفاده از غوطهور کردن متریک شوارتزشیلد در فضای استوانه ای، معادله غوطه وری یک کرمچاله گذرناپذیر و غیرایستا موسوم به «پل اینشتین - روزن» را بدست آوردند.
یک سال بعد از ارائه نظریه نسبیت عام توسط آلبرت اینشتین ،سال 1916م فلام متوجه شد که از حل شوارتزشیلد معادلات اینشتین میتوان جواب کرمچالهای بدست آورد. این نوع کرمچاله ،«کرمچاله شوارتزشیلد» نامیده شد.
یکی از جنبههای جالب کرمچاله ها، استفاده از آنها برای انجام سفر در فضازمان است. میدانیم که فاصله زمین تا نزدیکترین ستاره غیر از خورشید، حدود 4 سال نوری میباشد. یعنی نور با سرعت 300 هزار کیلومتر بر ثانیه حدود 4 سال طول میکشد تا به این ستاره برسد. حال ما با فناوری امروزه ممکن است بیش از یک میلیون و سیصد هزار سال طول زمان نیاز داشته باشیم تا به این ستاره برویم که برای انسان امر ناممکنی است. بنظر میرسد که با فرض وجود کرمچاله، میتوان از یک طرف وارد آن شد و تقریباً بلافاصله پس از خروج از طرف دیگر، در ناحیهای دوردست از جهان سردرآورد. در این طرح امکان سردرآوردن از جهانی دیگر نیز وجود دارد.
بعضی افراد به اشتباه سیاهچالهها را به عنوان ابزارهایی برای مسافرتهای فضایی میشناسند. اما باید بدانیم که سیاهچالهها دارای افق هستند و وقتی جسمی، حتی نور، وارد آنها شد، علاوه بر نابودی، امکان خروج برایش وجود ندارد.البته بايد بدانيم که کرمچالهها فقط مدل هايي رياضي هستند و وجود آنها به صورت تجربي و مشاهداتي تا کنون بي نتيجه بوده است.در ضمن عبور از کرمچالهها براي سفر به زمان عملا کاري غير ممکن است زيرا با فروريزي شديدي که آنها دارند هيج موجودي نمي تواند آن را تحمل کند و بايد بدانيم که باز و بسته شدن آنها آنقدر سريع اتفاق مي افتد که هر ماهيتي در هنگام عبور از آنها به دام خواهد افتاد.
هندسه یک کرمچاله
یک کرمچاله در صورت وجود، خود بخشی از فضازمان چهار بعدی عالم میباشد. همانطور که میدانید اینشتین در سال 1905 م ثابت کرد که جهان تنها از سه بعد فضایی تشکیل نشده و زمان صرفآ یک پارامتر در حال تغییر نیست. بلکه زمان خود نیز به عنوان بعد چهارم عالم به حساب میآید. در این فضازمان چهار بعدی، کرمچالهها میتوانند سوراخی به جهانی دیگر یا ناحیهای دیگر از همین جهان باشند. پس باید در نظر داشته باشیم که این اجسام چهاربعدی هستند و ما تنها برای ساده سازی آنها را به صورت دو بعدی نشان میدهیم.
به عنوان مثالی ساده، یک صفحه کاغذ تخت را در نظر بگیرید که از چهار طرف تا فواصل بسیار دور گسترده شده باشد. هر دو طرف صفحه که آنها را «رو» و «زیر» صفحه مینامیم، بطور مستقل یک فضای دوبعدی راتشکیل میدهند که میتوانیم آن را یک جهان دوبعدی فرض کنیم. ساکنان این جهانها خود موجودات دو بعدی هستند. واضح است که این دو جهان هیچ ارتباطی با هم ندارند و ساکنان آنها از وجود همدیگر بی خبرند .اکنون تصور کنید یک سوراخ دایرهای در این صفحه ایجاد شود. به این ترتیب دو جهان بطور پیوسته با هم ارتباط دارند. ما این حفره تونل مانند را یک کرمچاله مینامیم.
حال بیائید به جای یک سوراخ، دو سوراخ درصفحه ایجاد کنیم. سپس لبههای این دو سوراخ را بکشیم تا به صورت دو لوله درآید وبا ادامه دادن این کار دو لوله را به هم وصل کنیم. این نیز یک کرمچاله است. با این تفاوت که بر خلاف حالت قبلی دو ناحیه از یک جهان را به هم وصل میکند. در حالتی که فضای ما خمیده باشد مسافرت از طریق این کرمچاله بسیار سریع تر امکانپذیر است. چون مسافت کوتاهتر است.
اگر در هر یک از دو ورق تخت موازی نیز یک سوراخ ایجاد کنیم، با کشیدن لبههای سوراخ و رساندن دو لوله ایجاد شده به هم میتوانیم یک کرمچاله ایجاد کنیم که صفحه بالایی یکی از ورقها را به صفحه پائینی ورق دیگر وصل کند .
نوشته شده توسط پریان چنگیزی در دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت 18 موضوع نجوم و اخترفیزیک | لینک ثابت
ستاره شناسان امیدوارند که تصاویر هابل روزنهای بسوی کشف راز جهان را به روی ما بگشاید. همچنین تصاویر آنها به ما کمک میکند تا حوادثی را که از هم اکنون تا 5 سال آینده وقوع آنها میرود پیش بینی کنیم، چنانکه برخی از داشنمندان پیش بینی نمودهاند کهکشان راه شیری ما، در آینده به کهکشان Andromeda برخورد میکند.
مرحله اول
مرحله دوم
مرحله سوم
مرحله چهارم
نوشته شده توسط پریان چنگیزی در دوشنبه 27 خرداد1387 ساعت 20 موضوع نجوم و اخترفیزیک | لینک ثابت

ناسا موفق شد: كشف گونهای باكتری كه میتواند روی خاك كره ماه رشد كند.
پژوهشگران ناسا در آزمایشهای جدید خود موفق به شناسایی توانایی گونهای باكتری برای رشد و نمو بر روی خاك كره ماه شدند.
به گزارش سرویس علمی ایسنا، این آزمایشها نشان داد كه نوعی زندگی باكتریایی كه در زمین یافت شده میتواند در خاك غیرقابل سكونت كره ماه نیز وجود داشته باشد.
این گونه باكتریایی مقاوم از دسته سیانوباكتریها كه در بهارهای داغ در پارك ملی یلواستون آمریكا یافت میشود میتواند در آب داغ با حرارت 75 درجه سانتیگراد زندگی كند.
دانشمندان ناسا هماكنون در حال بررسی جنبههای استفاده مفید از این كشف در كاربردهای فضایی هستند.
ناسا در نظر دارد كه از سال 2020 اعزام فضانورد به كره ماه را آغاز كند كه هدف نهایی آن استقرار یك پایگاه دائمی روی ماه است.
استقرار چنین پایگاهی در ماه چالش بزرگی است چرا كه فرستادن غذا، سوخت و سایر ملزومات با راكت از زمین به این قمر هزینه بسیار زیادی را به ناسا تحمیل خواهد كرد.
در این شرایط، كشف قابلیت رشد این گونه باكتریایی در خاك ماه میتواند امیدوار كننده باشد.
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
ایسنا
نوشته شده توسط ندا معتمدی در دوشنبه 27 خرداد1387 ساعت 0 موضوع زیست شناسی | لینک ثابت
سلام ما سه تا دانش اموزيم بهتره بگم دوست صميمي سمپادي. دو تا از اول راهنمايي با هم و يکيمون عاشق فيزيکو نجومه (پريان چنگيزي) يکي هم عشق زيسته البته از امسال (از فيزيکم سرش ميشه)(ندا معتمدي) یکی هم از امسال بهمون اضافه شده که اینم فیزیکیه (شادی سیدی) قراره هر کي در حيطه کاري خودش اپ کنه. اميدواريم اين اخرين باري نباشه که اينجا مياين. نظراتونو اعلام کنين . خوشحال ميشيم. تنها مشکلمون قالبه که اسم اشتباهی میزنه اخر مطالب . همین فعلأ
ممنون ( ندا )
نوشته شده توسط ندا معتمدی در پنجشنبه 23 خرداد1387 ساعت 10 موضوع | لینک ثابت
مسئولان چقدر به مفاهیم ساده ی فیزیک باور دارند؟
همان طور که می دانید این روز ها موج بارش و هوای سرد تقریبا تمام نواحی ایران را در بر گرفته است. به طوری که حتی در برخی از شهرهای جنوبی دمای هوا تا حوالی صفر درجه تقلیل یافته است و در شهرهای نواحی سردسیر هم که جای خود را دارد . در این شهرها نیز دمای هوا تا نزدیک به 30- درجه گزارش شده است.
بارها شنیده ایم و حتی خودمان نیز تجربه کرده ایم که تمام سامانه های مختلف خدمات رسانی در ایران برای شرایط عادی طراحی شده اند و اگر شرایط اندکی از وضعیت عادی خارج شود همه چیز رو به آشفتگی پیش می رود. برای مثال در شهر تهران حتی یک بارش باران معمولی نیز وضعیت شهر را مختل می سازد. واقعا ریشه ی مشکل را در کجا باید جستجو کنیم؟ آیا می توان پذیرفت که ریشه ی این گونه مشکلات باز هم به آموزش ما باز می گردد؟
و اما موضوع اصلی این یادداشت؛
در ایران ، دانش آموزان علاوه بر دوره ها ی ابتدایی و راهنمایی در سال های اول و دوم دبیرستان بابحث اتلاف گرما از قسمت های مختلف یک خانه به طور کیفی و کمی آشنا می شوند. موضوع بسیار ساده است و از مدل ساده ای(شکل زیر) که برای آهنگ اتلاف گرما وجود دارد می دانیم که آهنگ اتلاف گرما با اختلاف دما متناسب است وبا رابطه ی زیر بیان می شود
این رابطه نیز شکل ساده شده ی قانون رسانش گرمای فوریه است که بیان می دارد انتقال گرما از یک ماده با منفی گرادیان دما مطابق رابطه ی زیر متناسب است
معمولا دمای اتاق را در محاسبه های فیزیکی 27 درجه سانتی گراد در نظر می گیرند ولی برای این که شهروندان خوبی باشیم و بخواهیم بی کفایتی سامانه های خدمات رسانی ( نه مسئولان!) را با صرفه جویی جبران کنیم دمای اتاق و یا همان خانه را 15 درجه در نظر می گیریم. هر چند می دانیم که در این دما نیز داشتن چندین پوشش لازم است! اکنون مسئله را برای چند وضعیت مختلف بررسی می کنیم.
وضعیت اول : اگر دمای هوای بیرون خانه صفر درجه با شد اختلاف دما برابر 15 درجه می شود و در نتیجه آهنگ اتلاف گرما از از جاهای مختلف خانه ( شامل : دیوارها ، سقف و کف ، در و پنجره ها و همچنین درزها) را برابر X1 فرض می کنیم.
وضعیت دوم : اگر دمای هوای بیرون خانه 10- درجه باشد در این صورت اختلاف دمای درون و بیرون خانه 25 درجه می شود و آهنگ اتلاف گرما X2 می شود که به صورت زیر با X1 مرتبط می شود
X2/X1=25/15=1.66
وضعیت سوم : اگر دمای هوای بیرون 20- باشد در این صورت اختلاف دمای درون و بیرون خانه 35 درجه می شود و آهنگ اتلاف گرماX3 می شود که به صورت زیر با X1 مرتبط می شود
X3/X1=35/15=2.33
وضعیت چهارم : اگر دمای هوای بیرون 30- باشد در این صورت اختلاف دمای درون و بیرون خانه 35 درجه می شود و آهنگ اتلاف گرما X4 می شود که به صورت زیر با X1 مرتبط می شود
X4/X1=45/15=3
همان طور که دیده می شود در وضعیت دوم 66 درصد ، در وضعیت سوم 133 درصد و در وضعیت چهارم 200 درصد بر آهنگ اتلاف گرما افزوده می شود . به عبارت دیگر در وضعیت دوم 66 درصد ، در و ضعیت سوم 133 درصد و در وضعیت چهارم 200 درصد بر مصرف سوخت برای تامین انرژی گرمایی مورد نیاز افزوده می شود تا بتوان دمای هوای خانه را 15 درجه نگه داشت.
به این ترتیب حتی اگر سامانه ها برای دمای متوسط 10- درجه طراحی شده باشند وقتی دما به مقدار متوسط 20- درجه می رسد حدود 67 ( 1.66-2.33 ) درصد بر میزان آهنگ اتلاف گرما افزوده می شود. بدون شک توجه و باور داشتن به همین مفاهیم ساده ای که در برنامه های درسی با آن ها مواجه می شویم می توانند به ما در تصمیم گیرهای خرد و کلان کمک کند.

تصویر دما نگاشت از یک خانه که نشان می دهد بیش ترین اتلاف گرما از پنجرها صورت می گیرد.
امروزه از پنجره هایی با شیشه های دو لایه و حتی سه لایه double- or triple-paned برای
جلوگیری از این اتلاف گرما استفاده می شود.
نوشته شده توسط شادی سیدی در پنجشنبه 9 خرداد1387 ساعت 11 موضوع فیزیک | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را بهدست ميآوريد كه تا بحال كسب كردهايد « فاینمن »
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
ناسا
دانشگاه فردوسی مشهد
تمام زمین ( پریان )
از همه طرف ( ندا )
برو حالشو ببر ( گلنوش )
فیزیک و سایر ( شادی )
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY